عبدالله مستوفى

49

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

ترجيح و تركها را بيشتر از سايرين طرف توجه قرار ميداده است . اين هم نقص او نيست ، همه تركها اين‌كاره‌اند ظريفى ميگفت : اگر تركى بعد از يكسال بخواهد يك پول بگدا بدهد پول را ده روز در جيبش خواهد گذاشت كه فقير تركى گير بياورد و در ضمن صدقه دادن يكى از « بيزيمكى » ها را هم از خود خشنود كند . از همه مهمتر تقرب او نزد شاه ناخوش كه آنچه ميكرده است با كمال بىپروائى بوده و سنگى در ترازوى عقايد سايرين نميگذاشته است . در هرحال آنطوريكه در افواه منتشر است گول و احمق نبوده و آنچه ميكرده است از روى حساب بوده منتهى حساب او با حساب سايرين وفق نميداده و دوره اقتضاى اقدامات ديگرى نداشته است . براى من آب ندارد براى تو هم نان ندارد ؟ ميگويند روزى حاجى تنها و بدون كوكبه بسر قناتى كه داده بود بكنند ميرود و از عمله چرخ‌كش ميپرسد : « اين قنات به آب رسيده است ؟ » جواب ميگويد : « آب كجا بود ؟ اين حاجى ميرزا آقاسى بى خود ما را معطل كرده است ما داريم براى كبوترهاى خدا لانه ميسازيم » « 1 » حاجى به او گفته است : « بندهء خدا ! براى من آب ندارد ، براى تو هم نان ندارد ؟ » اين جمله از آن‌روز مثل شده است . دلو حاجى ميرزا آقاسى نيز ميگويند : روزى باز بر سر قناتى رفته متوجه شده است كه چرخكش از وقتى كه دلوش به ته چاه ميرسد تا وقتى كه « 2 » دلوبند در ته چاه دلو را پر كند و پاى كار بياورد بيكار و در مدتى هم كه چرخكش

--> ( 1 ) - كبوتر بيابانى اكثر براى جوجه‌گزارى در چاههاى آب لانه اختيار ميكنند و به همين جهت به آنها « كفتر چاهى » ميگويند . ( 2 ) - واحد كار قنات يكدست چرخ است وقتى بخواهند كار لاتروبى قنات را پيش‌بينى كنند و يا كاركرد در قنات را بازبينى نمايند ميگويند اين قنات فلان دست چرخ كار دارد يا در آن كار شده است . يكدست چرخ كامل چهار نفر عمله لازم دارد يكى را كه از همه استادتر و مزدش هم بيشتر است كلنددار ميگويند زيرا اگر چاه كهنه يا قنات نو بواسطه خرابى زياد حاجت به تغيير داشته باشد اين كلنددار بايد استادى داشته تا بتواند چاه ميله را راست و درست و مدور و بطور سيلندر بكند . دومى را كه عمله‌اى بيش نيست دلوبند ميگويند كار او منحصر به پر كردن دلو از وسط پشته تا نزديك ميله چاه است كه در آنجا بند دلو پوستى را كه به چنبره‌اش دوخته‌اند بقلاب طنابى كه از چرخ بالاى ميله بته چاه آويزان است انداخته و با صداى ( يا للّه ) چرخكش را كه پشت چرخ در بالا سر ميله منتظر است متوجه حاضر بودن كار مىكند . اما چرخكش كه بعد از كلند دار مهارت و زحمت و بنابراين مزدش بيشتر است كارش كشيدن دلو از ته قنات تا دهنه چاه ميله است كه در آنجا عملهء ديگر كه باسم دلوگير معروف است دلو را از قلاب طناب ميگيرد و روى تل خاكى كه در يكى دو زرعى دور ميله موجود است سرازير مىكند و دلو را بقلاب وصل مينمايد تا چرخكش آن را پائين بدهد . اين تل خاك مدور كوچك را كه در سر چاه ايجاد شده چوزه ميگويند . امروز معمولا براى لات‌روبى و چاههاى كم‌عمق عملهء دلوبند نميگيرند و به همين جهت چرخ را سه نفرى حساب ميكنند و در اين موارد با همان يك دلو كار ميكنند . اما اگر چاهها عميق باشد كه كشيدن چرخ مدتى وقت بگيرد احيانا از دو دلو استفاده ميكنند كه خيلى به پيشرفت كار كمك مىكند و در اين صورت بايد حكما عمله دلوگير هم داشته باشد زيرا چرخ‌كش ديگر مجالى براى گرفتن و خالى كردن دلو ندارد اگر وضعيت زمين طورى باشد كه مستلزم فاصله زياد بين محل كار كلنددار و چاه ميله بشود بايد يك عمله اضافى كه به دلوكش موسوم است نيز داشته باشد . دلوبند دلو را پر كند و دلوكش آن را از ميان كوره‌ها پاى چاه ميله بياورد و در اين مورد البته كار دو دلوه و چرخ هم پنج عمله‌اى مىشود . اين حاشيه را فقط براى اصطلاحات مقنىگرى رفته‌ام .